| فصل سرخ |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
هوالذی انزل السکینه فی قلوب المومنین
جز اینکه این سنگ صبور را هم با نام « فاطمه » بیآغازم چاره ای ندارم و حالا که چنین است همهء زندگی من نثار فاطمه . این را که سند کوجکی از سیاهکاری های ماست مثل سیاهه های پیشین با ذکر نام او می آغازم و به یاد بچه های یازهرا که این ساعتها در حال دفاع از خرمشهر می باشند . و اگر در این کلمات عطر وجود مستان وادی خمینی را جاودانه نسازم چه کنم ؟ و من چنانکه ناگزیر از فاطمه هستم ناگزیر از بچه های یازهرایم . و اگر با فاطمه می آغازم و با فاطمه به پایان می برم این نوشته ها را بدان آرزوست که برگ های ایام عمرم نیز به فاطمه ابتدا شود و به فاطمه پایان پذیرد و من در همهء این تلاش ها و حرکت ها در پی یافتن نام خویش هستم و اگر ثمرهء همهء زندگی من این باشد که مثل « عباس » باشم به لحظه ای پای بر فرق گردون نهم . و من اگر هوس شلمچه نکنم چه کنم و اگر دل به آبی آبگرفتگی نسپارم چه کنم ؟ و اگر گوشم از صدای مرغان دریایی مملو نگردد و اگر در آفتاب داغ و تفدیدهء شلمچه حسرت خوار یک قطره عشق نباشم چه ؟ و همین هاست که مرا به شلمچه پیوند میدهد و به صلیب شلمچه بردارم می کند و مرا روانه می کند به دنبال یافتن نام خود . و خدای فاطمه ، گمان ندارم که مرا بی پاسخ گذارد و فاطمه را و شلمچه را از من دریغ دارد و فاطمه نمی پندارم که دست های احساس مرا قلم شده در کنار شط حیرت و تنهایی ، خالی از عشق و از خنکای « فاطمه » بنگرد و بگذارد و من جز او آن روح قدسی الهی و من جز او آن همارهء مظلومیت ، آن درد مجسّم ، آن عشق شیرین چه دارم ؟ و چه بخواهم ؟ و فعلا همین .
خدایا ما را از فاطمه لبریز کن !
| لینک |
